سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

515

تاريخ ايران ( فارسى )

دورهء تاريك در تاريخ پارت 66 - 108 پس از انعقاد عهد مودت بين دو دولت بزرگ تاريخ پارت بقدرى تاريك است كه حتى اسامى پادشاهان آن بدرستى معلوم نيست مگر بواسطهء وقايعى چند كه پرتوى از آنها به اين ظلمت افكنده مىشود ، در 69 ميلادى وسپاسيان « 1 » والى فلسطين مصمم گشت امپراطورى روم را تصاحب كند ، بلاش به او پيغام داد كه حاضر است چهل هزار سوار پارتى به اختيار او بگذارد ، ولى چون سردارهاى او قبلا در ايطاليا پيشرفت كامل كرده بودند اين تكليف او را با اظهار امتنان رد نمود ، ياز بلاش در 71 ميلادى به يادگار فتوحات تيتوس در يهود تاجى از زر براى او فرستاد . در 75 ميلادى آلان‌ها به همدستى اهالى هيركانيا به كشور پارت تاخته ماد و ارمنستان را غارت كردند ، بلاش از امپراطور روم درخواست كرد كه نيروئى بمدد او بفرستد ولى وسپاسيان از پذيرفتن آن خوددارى نمود . آلان‌ها پس از غارت و خرابى كشور با غنائم فراوان به امكنهء خود برگشتند ، در سال 77 ميلادى بلاش بسلطنت پر از حوادث و انقلاب خود كه رويهمرفته كامياب بود خاتمه داده زندگى را بدرود گفت ، هرچند بواسطهء فتنهء طائفه آلانى و عصيان هيركانى در آخر عمر دچار ورشكستگى و ناكاميابى گرديد . پس از او پاكروس « 2 » جانشين وى بر تخت نشست ، در سلطنت او فتنه و آشوب خيلى زياد بود ، چنين معلوم مىشود كه كشور در ميان سه چهار سلطان تقسيم شده و هر يك در منطقه‌اى دعوى شاهنشاهى داشته است . پاكروس بقرار معلوم در سال 105 ميلادى درگذشت ، اسروئس « 3 » ( خسرو ) بجاى او پادشاه شد ، در سلطنت سراسر آشفتهء او صلح طولانى با روم به انتها رسيد .

--> ( 1 ) - Vespasian . ( 2 ) - Pacorus . ( 3 ) - Osroes